پیشنهاد ویژه سایتRecommended
تبلیغات
تبلیغات
  • romanra
  • 22 آوریل 20
  • تمام قسمت های رمان عاشقانه بلند کردن
  • 1,611 views
  • هیچ نظر

رمان عاشقانه بلند کردن پارت یازدهم ( ترجمه اختصاصی رمانرا )

رمان عاشقانه بلند کردن پارت یازدهم

 

به من لبخند زد . چیزی شبیه به غرور در چشمهایش بود

_  یه چند تایی استعداد دارم

_ میدونم

دستم را جلو بردم و آن را کنار دست او روی میز قرار دادم . انگشت هایم با انگشت هایش برخورد کرد .. و او خودش را عقب نکشید .. کمبود خواب داشتم و بیش از اندازه اضافه کاری انجام داده بودم ؛ اما درست در این لحظه احساس می کردم می توانم در ماراتون بوستون شرکت کنم اگر که او از من بخواهد

هرگز با کسی تا این اندازه احساس زنده بودن نداشتم ..  یا احساس این همه آرامش . چشم های قهوه‌ای گرمش به من نگاه کردند .  سوالی در آنها بود .  نمی دانم چه بود اما به نظر می رسید از من می خواهد که به او قولی بدهم … برای مدت طولانی به همان حالت ماندیم  . هر کدام از ما سعی داشتیم چیزی که می ترسیدم بر زبان بیاوریم را به یکدیگر بگوییم .. و هر دوی ما تمایلی به شکستن لحظه نداشتیم

متاسفانه تلفن همراه من برای ما تصمیم گرفت .  شروع به زنگ خوردن کرد  . آهنگ ” چشم عقاب ” در فضا پیچید .. و من میخواستم سیمون را خفه کنم . دستم را داخل جیبم فرو کردم . تلفن را بیرون آوردم و دکمه قطع تماس را فشردم