پیشنهاد ویژه سایتRecommended
تبلیغات
تبلیغات
  • romanra
  • 18 آوریل 20
  • تمام قسمت های رمان عاشقانه بلند کردن
  • 1,698 views
  • هیچ نظر

رمان عاشقانه بلند کردن پارت هفتم ( ترجمه اختصاصی رمانرا )

رمان عاشقانه بلند کردن پارت هفتم

 

_ یکی از کدوما ؟

در حالی که چند بسته چیپس برمی داشت , نمود کردم رنجیده ام 

_ نمی دونم فقط از شنیدن حرف زدنت خوشم میاد  . به نظر میرسه وقتی عصبانیت می کنم واکنش نشون میدی

 می بایست چانه ام را پایین بیاورم تا قرمزی گونه هایم را نبیند .  این مرد دیگر چه کسی بود ؟

_ خوب .. چه مدته غریبه ها رو برمی داری و آنها رو با اسپری فلفل تهدید می کنی ؟

 خدایا .. می توانست بیشتر از این خوشتیپ باشد ؟ . .  وقتی میخندید یک چاله لپ لعنتی در یک طرف صورتش داشت

_  حالا چند ماهی میشه که به این کار مشغولم . اما تو خوش شانسی .. تو اولین کسی بودی که مجبور بودم تهدیدش بکنم

  • romanra
  • 17 آوریل 20
  • تمام قسمت های رمان عاشقانه بلند کردن
  • 1,731 views
  • هیچ نظر

رمان عاشقانه بلند کردن پارت ششم ( ترجمه اختصاصی رمان را )

رمان عاشقانه بلند کردن پارت ششم

 

پرسیدم

 _  گفتی فروشگاه مرکز شهر درسته ؟

سرش را تکان داد

_ فقط می بایست چند قلم جنس بخرم . دارم از گرسنگی میمیرم .  تمام ماه گذشته فست فود خوردم , دیگه نمیتونم به این کار ادامه بدم .. مطمئنی با منتظر موندن مشکلی نداری ؟

 سرم را تکان دادم و سپس متوجه شد ممکن است فضای داخلی ماشین تاریک تر از آن باشد که بتواند آن را ببیند

_  آره اشکالی نداره

 منطقه مرکز شهر جای بدی نبود اما هنوز یک پارکینگ سرباز در نیمه شب بود . خدایا .. امیدوارم این مرد یک خرید کننده سریع باشد  . میتوانم به محض این که ماشین را ترک کرد پول او را بگیرم و بروم  .. اگرچه می تواند گزارش من را به شرکت تاکسیرانی بدهد و آن موقع ریسک از دست دادن کارم بالاست 

_ واقعاً برای زنی مثل تو امن نیست که غریبه ها رو این وقت شب سوار کنه

 احساس کردم عصبانیتم دوباره برانگیخته می شود