پیشنهاد ویژه سایتRecommended
تبلیغات
تبلیغات
  • romanra
  • 21 آوریل 20
  • تمام قسمت های رمان عاشقانه بلند کردن
  • 1,591 views
  • هیچ نظر

رمان عاشقانه بلند کردن پارت دهم ( ترجمه اختصاصی رمانرا )

رمان عاشقانه بلند کردن پارت دهم

 

_ خوش شانسی . من یکشنبه ها رو با مادرم توی آشپزخونه گذروندم و راهمو اطراف آشپزخونه  بلدم

لبخند زد و شروع به باز کردن بسته سبزیجات کرد. . و جعبه ی کلوچه ها را به دست من داد . نمی توانستم جلوی خودم را از خوردن یکی از آنها بگیرم

_ این کاریه که پسرهای خوب میانه غربی روزهای یکشنبه انجام میدن ؟

_  نوچ .. من یک شنبه هام رو با کار کردن یا فریاد کشیدن سر تیم عقاب _ وقتی که بازی داشتن _ میگذروندم  . من اینجا بزرگ شدم عزیزم

کلمه ی محبت آمیزی که به کار برد  گارد دفاعی ام را پایین آورد . یک لیوان شیر مقابل من قرار داد

_ خودت رو با کلوچه سیر نکن . می خوام بهت غذا بدم

سرم را تکان دادم و او را تماشا کردم که اطراف آشپزخانه حرکت می کرد . این خانه طوری به نظر می‌رسید مانند اینکه کسی در آن زندگی نکرده  اما او راهش را اطراف آن بلد بود

_ قبلاً گفتی میانه غربی