پیشنهاد ویژه سایتRecommended
تبلیغات
تبلیغات
  • romanra
  • 29 آوریل 20
  • تمام قسمت های رمان عاشقانه بلند کردن
  • 1,323 views
  • هیچ نظر

رمان بلند کردن پارت هجدهم ( ترجمه اختصاصی رمانرا )

رمان بلند کردن پارت هجدهم

 

وقتی سر پا ایستادم به او گفتم
_ می خوام بدونی زمانی که با تو گذروندم فوق العاده بود . نمیدونی برای من چه معنایی داره که با چنین مهربونی با من رفتار بشه
 میخواستم اگر اوضاع بد شد این را بداند
_ طوری صحبت می کنی مثل اینکه مردم همیشه رفتار بدی  باهات داشتن
 صورتم را بررسی کرد مانند این که می خواست آنجا چیزی پیدا کند
_ مشکلی نیست فقط بیا__
می خواستم موضوع را تغییر بدهم اما اجازه نمی داد
_ مشکلی هست و هر چی که هست قرار نیست دوباره اتفاق بیفته . شاید آماده نباشی تا تمام رازهای خودت رو به من بگی اما تا زمانی که این اتفاق بیفته بهت قول میدم هیچکس قرار نیست کمتر از یک ملکه باهات رفتار کنه . و  اگه بفهمم این اتفاق نمیفته …مطمئنم اونا از چیزی که براشون اتفاق میافته خوشحال نمیشن
 دستم را گرفت و انگشت هایش را در انگشتهای من فرو کرد . با یکدیگر سوار آسانسور شدیم  . فکر نمیکردم هرگز اینطور بشود اما در چند دقیقه گذشته هریس تمام دیوارهای دفاعی مرا فروریخته بود . فکر می‌کنم داشتم عاشق او می شدم . نمی دانستم به خاطر مهربانی اش بود یا به خاطر قدرتش , اما داشتم قلبم را به او می دادم