• romanra
  • 17 فوریه 20
  • رمان های ایرانی
  • 102 views
  • هیچ نظر

دانلود رمان خواهر شوهر

خلاصه داستان :

داستان ما راجب دونفره :
دونفر که باتمام قدرتشون سعی دارن دونفر دیگه باهم ازدواج نکنن
یه خواهر شوهـر بدجنس و یـک برادر زن حیله گـــر و اما دوتاشون
درحد
مرگ تخس و شیطون ! این دوتا سعی می کنن خواهر و برادرشون ازدواج نکنن
چه آتیشایی که نمی سوزونن … البته بگما این دوتا در حد مرگ زبون درازن …
اما در حین تمام نقشه هایی که کشیدن یه اتفاقی میفته که باعث میشه مسیر زندگیشون تغییر کنه
و … کلی می خندید … بهتون قول میدم …

گوشه هایی از رمان :

از رستوران بیرون زدم و دیدم که مایان و دختر میمون وارد دانشگاه شدن، راه اومده رو برگشتم، وای که قربون نقشه توسرم برم.
وقتی به خونه رسیدم دیدم که یاسی خانوم خوشحال به این ور و اون ور میره
-سـلام.
یاسی خانوم وایساد
-خدابخیر بگذرونه، زلزله اومد.
کیفم رو روی مبل گذاشتم
-چیزی شده یاسی جون؟ خیلی خوشحالی!
ذوق زده گفت:
-آره مادر.
و بعد تند به اتاقش رفت، ابروم رو بالا انداختم، شاید داره شوهر می‌کنه که انقدر ذوق و شوق داره، خوش به حالش ما که ترشیدیم.
با لبخند ملیح لباسم رو درآوردم و همونطور که با قر به سمت اتاقم می رفتم شعر هم زیر لبم می‌خوندم
دلبرم، دلبرکم، دلبر بانمکم، هـــــو هـــــو
وارد اتاقم شدم و در رو بستم، لباس هام رو سر جاشون گذاشتم، روی تختم نشستم و مشغول باز کردن موهام شدم که در باز شد
باتعجب و دهنی باز گفتم:
-یاسی جون طویله نیستا! یه دری، یه اهمی، یه اوهومی.
یاسی جون درحالی که نیشش تا اون ور سرش باز بود گفت:
-چقدر زود بزرگ شدی مادر.
پوکر بهش خیره شدم
-چی می خواید ازم؟
یکمی این دست و اون دست کرد و بالاخره گفت

 

برای دانلود رمان خواهر شوهر با لینک مستقیم از کادر زیر استفاده کنید :

 

دانلود رمان خواهر شوهر با لینک مستقیم

0 دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

ارسال نظر

پست‌الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *